مواردی را بعنوان مثال می توان بیان کرد که اجرایی کردن آنها هرچند زمانبر ، لیکن با مدیریت قوی و سرعت عمل هم می توان به اجرا آنها سرعت بخشید و هم این مشکل را به بهترین شکل حل  کرد:

1)     با ساختن چندین پالایشگاه جدید می توان ظرفیت تولید داخلی بنزین را افزایش داد.

2)    با گسترش شبکه CNG در شهرها همچنین دوگانه سوز کردن خودروهای تولیدی در سریع ترین زمان ممکن.

3)  خصوصی سازی و گسترش جایگاههای عرضه سوخت ائم از بنزین و یا CNG و تعویض پمپ های سوخت رسانی قدیمی جایگاهها بمنظور جلوگیری از هدر رفتن سوخت و بهینه مصرف کردن آن.

4)    فرهنگ سازی و اطلاع رسانی بجهت درست مصرف کردن و جلوگیری از تلفات انرژی بهر نحو.

5)  اجرای طرحهای ضربتی مطالعاتی در زمینه بالا بردن بازده سوخت بوسیله کارشناسان زبده  داخلی و یا خارجی در وسایل نقلیه در حال ساخت و همچنین بازبینی در طراحی کلیه قطعات و بدنه خودروهای در حال تولید.

6)  بهینه سازی وضعیت ترافیک در سریعترین زمان ممکن که به واقع از مهمترین عوامل آلودگی و تلفات انرژی و مهمتر از همه وقت میلیونها نفر می باشد .

7)  گسترش شبکه حمل و نقل عمومی با سرعت هر چه بیشتر برای همه شهرها . مثال عینی اثر این کار ، تاثیر دو خط مترو در شهر تهران است که هر چند هنوز در همه جا در دسترس نیست ولیکن با همین شرایط تاثیر بسیار چشمگیری در اوضاع ترافیک ، آلودگی و اقتصاد خانواده ها داشته است.

8)  کاربردی کردن حداکثر استفاده از انرژیهای تجدیدپذیرمانند آب ، باد ، خورشید و هسته ای در منازل ، ادارات ، صنعت و کشاورزی و جایگزین کردن تا حداکثر امکان انرژیهای تجدیدناپذیر مانند نفت و ذغال سنگ با انرژیهای تجدید پذیر.

9)  ریشه یابی سفرهای زاید و گسترش علمی تمام عواملی که بتواند از بسیاری از سفرهای زاید جلوگیری کند. بهینه سازی و افزایش کارایی پست و تجارت الکترونیک می تواند از بسیاری از این سفرها جلوگیری کند

10)     افزایش بودجه های تحقیقاتی و ایجاد نهضتهای تحقیقاتی در بین تحصیلکردگان در مورد روشهای بهینه سازی مصرف سوخت در بخشهای مختلف جامعه و به تبع آن آموزش مردم و فرهنگ سازی از طریق رسانه ها و همچنین آموزش دانش آموزان و دانشجویان در این زمینه که بواقع  سازنده آینده جامعه ما، آنها هستند .

11)           الگو برداری از تمامی کشورها و شرکتهای موفق در این زمینه

خلاصه و جمع بندی تمام این موارد ، ما را در حل مشکل یارانه های سرسام آور و ناهدفمند بنزین سوق خواهد داد. باید درک کرد که حل این مشکل نه از طریق افزایش تدریجی قیمت بنزین به صورت سالیانه قابل حل است نه با سهمیه بندی. باید به راه حل این مشکل تنها از طریق تسهیل از طرق دیگر نگریست نه با کوپنی کردن و سهمیه بندی آن که بواقع راه حل ظاهری می باشد. باید توجه کرد که در تمام این مراحل هیچ گاه نباید کیفیت ، فدای سرعت شود و از طرفی نباید به بهانه افزایش کیفیت و مطالعه ، پیچ و خم کار را زیاد کرد و وقت را هدر داد . در این راه باید توجه کرد که در هر دقیقه و یاثانیه ای از زمان در بعد ملی ، چه میزان ثروتی از چنگ ما می رود.

مشکل بنزین در واقع گوشه ای از مشکلات اقتصاد نفتی مارا بیان می کند . متاسفانه سرعت و کیفیت حرکت به سمت اقتصاد غیر نفتی در مملکتمان بسیار پایین است هر چند که سالیانه بسیار همایشها برگزار می شود که معمولا در بیانیه پایانی، بر گسترش اقتصاد غیر نفتی تاکید می شود اما واقعیت این است که ما نفت گرانبهای خود را بسیارکم بها  از دست می دهیم . یک بشکه آب معدنی شاید قیمتی در حدود 20000 تومان در این سالها داشته باشد . اما اگر قیمت متوسط نفت در این سالها را 35$ در نظر بگیریم به ارزش هر دلار برابر 800 تومان ،شاید ارزشی نزدیک به 28000 تومان داشته باشد که همین مثال شاید بیانگر خیلی از ضعفهای ما باشد که البته برای حل آنها نیاز به زمان داریم اما باید بسیار سرعت داد . ما نفت ارزشمندمان را که می توانیم در صنعت پتروشیمی هر بشکه آنرا به 200$ تا 2000 $ تبدیل کنیم ( از این جهت به آن طلای سیاه می گویند) را به قیمت 50$ در این روزها می فروشیم تا مخارج روزانه مملکت خود را تامین کنیم و این واقعا تامل بر انگیز است . بدتر از آن اینکه در مملکت خود به این فراوردهای پتروشیمی بسیار محتاجیم پس در واقع نفت خود را 50 $ می فروشیم و در عوض مازاد نیاز خود از تولید داخل  را ، مجبوریم از بازارهای جهانی به قیمت 200$ تا 2000 $ وارد کنیم . از این روست که باید بخش پتروشیمی در مملکت نفتخیز ما کاملا متمایز با دیگر بخشها نگریسته شود و سعی بر این باشد که با سرمایه گذاریهای بسیار بیش از این  از طریق دولتی ، خصوصی و یا حتی بین المللی هم نیاز خود را به خارج از کشور کاهش دهیم و هم بعوض صادرات نفت ، فراورده های آنرا صادر کنیم ، آنهم نه با 50  دلار ، بلکه با 200$ تا 2000$ که بواقع این همان ثروت ملی است .